محمدرضا اسماعيل زاده
گروه جامعه: نوروز آييني است كهن و ماندگار با تاريخي شكوهمند كه در گستره جغرافيايي ايران و غرب چين تا آناتولي، از شبه قاره هند و افغانستان در شرق تا بين النهرين در غرب و از سين كيانگ و آسياي مركزي در شمال شرق تا دامنه هاي شمالي قفقاز بزرگ در شمال و آسياي صغير در شمال غربي را شامل مي شود .
تاتارها، باشقوردها، دانوب،کيريم، هاکاسيا، قره چاي– چرکس،گؤک اوغوز و مناطق مختلف بالکان، تركمنها،ازبكها، قره قالپاقها، قزاقها و قرقيزها، آذربايجاني ها، ترك هاي شمال قفقاز از جمله آذربايجاني هاي دربند در داغستان، فارسها ،افغان ها، تاجيكها و كردها ، تات ها و تالش ها و بلوچ هاي آسياي مركزي و قفقاز و تركهاي آناتولي همه در باور به اين آيين شكوهمند و در برگزاري آن با هم سهيم اند و از مراسم »مير نوروزي« در قزاقستان تا پختن سمنو در جاي جاي اين قلمرو در پيش باز به نوروز باستاني و عيد نوزايي طبيعت و دگرگوني جان و تن و نبات و جماد به هم ميپيوندند و تازه مي گردند. اين ويژگيهاي رحماني، الهي، فرهنگي و خدايي، راز ماندگاري اين سنت از پيش از اسلام تا همين امروز و سالها و دهها و سدههاي آينده است كه آيينها، سنتها، باورها و جشنهاي آن سرشار از معنويت و نوع دوستي و شكران نعمات الهي و دوستي و مهرباني و احترام به هم نوع و زدودن كدورتها و پاك و تازه گردانيدن دلها و الهي شدن قلبهاست.
واژه»بايرام«برابر نهاد واژه »عيد«در زبان مردم آذربايجان است.اين واژه از مصدر ترکي»بايراماق« يعني جشن گرفتن گرفته شده است. براي معادل واژه «عيد نوروز»در زبان مردم آذربايجان، واژه هايي چون»اوغوز بايرامي«در قديم الايام »ايل بايرامي« يا »ياز بايرامي« يا»يئني ايل بايرامي«واخيراً»نووروز بايرامي«وجود دارند.
ترکان آلتاي آنرا»ييلقاياک«،باشقوردها»هابانتوي«،تورکهاي تورکيه »سولطان نووروز«ويا»نووروز شأنليي«،تاتارها»کارقا بوتکاسي«مينامندوبرخي ازترکان»ارگنه کون بايرامي«مي نامند.
در»ديوان لغات الترک«محمود کاشغرلي نيز در مورد آداب و رسوم مربوط به نوروز در ميان ترکان مي توان به وفور مطالبي را مشاهده کرد که از نوروز به عنوان يکي از بزرگترين جشن هاي ملت ترک علي الخصوص ترکان آذربايجان نام برده شده است:»در اين جشن ملت ترک لباس هاي نو مي پوشيدند و به اجراي مراسم سنتي و ملي چون اجراي حرکات پهلواني، ايجاد آتش در اجاق ها، اجراي رقص دسته جمعي»جلمان«(ياللي) ،طبخ غذاهاي متنوع، ايجاد محافل ادبي و هنري، اجراي موسيقي و ترانه هاي اصيل به وسيله سازهاي ملي آذربايجان همچون کمانچه ، تار، قوپوز، نوشتن نوروز نامه، ياد کردن از قهرمانان و شخصيت هاي مختلف ملت ترک و تجديد عهد و پيمان با خالق هستي بخش و الهه هاي مربوط به آب و آتش تا که در دوره امپراطوري مادران -آنا خاقانليقي- در عصر سنگ به وجود آمده بوده است.
پختن غذاهاي خوب، تهيه هفت نوع خوراكي گوناگون دست خالي برنگشتن به خانه، تكيه دادن به ديوار در هنگام آذرخش و تندر و ...، از اين پديدهها روشن ميشود كه عيد سال نو به سالهاي بسيار دور تعلق دارد و عادات و اعتقادات زيباي آذربايجانيها را در خود نگهداشته است.«
مردم آذربايجان در شب و روز عيد با انجام برنامه ها خاص مربوط به اين عيد، يه جشن و شادماني ميپردازند. در شب عيد نوروز مثل خيدير، برنامه شال اندازي اجرا مي شود. اجراي اين برنامه در همه جا معمول نيست. در برخي از شهرها و روستاها تنها در شب خيدير به انجام اين كار مبادرت ميشود ولي در برخي از نقاط، هم در شب خيدير و هم در شب عيد نوروز، مراسم شال اندازي و گرفتن هديه از همسايگان و اقوام انجام مي گيرد.
در گذشته خانواده هاي آذربايجاني سفره سفيد پارچه اي به نام » بايرام سوفراسي« سفره عيد يا »يئميش سوفراسي« سفره خوراکي را در اتاق مهمان پهن مي کردند و هر مهماني که از راه مي رسيد پاي آن مي نشست و صاحبخانه از آنها پذيرايي مي کرد. اين سفره در واقع هم سفره پذيرايي بود و هم سفره هفت سين، اما به شکل محلي و قديمي چه بسان امروز از تشريفات مواد آن خبري نبود. چيدن سفره هفت سين (يئدي لَوين) از مهمترين كارهاي است كه در هر خانه، اعضاي خانواده به ترتيب دادن آن اهتمام مي _رزند.
بر سر سفره هفت سين،انواع شيريني و ميوه ها نيز جهت استفاده ميهمانان گذاشته ميشود. گندم هاي سبز شده در بشقاب ها، زينت بخش سفرههاي هفت سين مي شود و آمدن بهار و سرسبز شدن دوباره طبيعت را نويد مي دهد.کودکان در روزعيد، تخم مرغ بازي از عادت ها مرسوم است و مردم دركوچه و بازار، خصوصا و جوانان، خود را با اين كار مشغول و سرگرم مي كنند.
ديد و بازديدهاي نوروزي درآذربايجان نيز، مانند ساير نقاط كه عيد نوروز به عنوان يك جشن بزرگ ملي و مردمي گرامي داشته ميشود، از امور مهم و رايج در اين روز و چند روز نخست اين عيد است. مردم ابتدا به ديدار بزرگان خانواده ميروند و عيد نوروز و شروع فصل بهار را به آنها تبريك مي گويند. پس از ديدار از بستگان نسبي و سببي، بازديد از همسايگان و كساني كه هم محوطه محسوب مي شوند صورت مي پذيرد.
در اين ديد و بازديد، دادن عيدي از طرف بزرگترها به كوچكترها رسمي رايج است و بزرگان، علاوه بر دادن عيدي كه بيشتر پول نقد است، به دادن تخم مرغ رنگ آميزي شده به کودکان هم اقدام مي كنند.
بانوان آذربايجان بنابر عادت ديرينه خود از اول اسفند ماه با سبزكردن دانه هاي گندم، نخود، عدس و ساير حبوبات به استقبال عيد نوروز و آغاز سال جديد مي روند ، آنها بذر سبزيجات را با مهارت خاصي در پشت كوزه هاي سفالين آذين مي بندند و دقت خاص به خرج مي دهند تا در ايام نوروز سبزه شاداب بر سر سفره هفت سين خانه داشته باشند .
مردمان ترک از عهد باستان تا کنون جشن نوروز را گرامي داشته اند. آنان در روز نوروز، بر سر سفرهي هفت سين خويش، هفت نماد زندگي را که در ترکي به آن »برکتلردن يئددي سين قويماق« مي گفتند که در فارسي به معناي گذاشتن هفت تا از برکات مي باشد، به نيت آنکه سال نو سال پربرکت و پرسرور و توام با سلامت باشد روي سفره هفت سينشان ميگذاشتند که استاد ناصر منظوري در تحقيقات خود ميگويد که »سين«در اينجا به معناي »تا«مي باشد و منظور از هفت سين همان »هفت تا« (هفت عدد) از برکتها مي باشد که اين هفت برکت عبارتند از :
1 – سو، (آب) :رمز و بقاي زندگي، ماي? حيات .
2 – سمني(سمنو): نماد و سمبل تجديد حيات در زندگي .
3 – ساريمساق(سير) :رمز سلامت انسان .
4 – سوجوق (يک نوع شيريني): سمبل و رمز شيرين زندگي .
5 – سونبول (گندم) :رمز و نماد بركت زندگي .
6 – سوماق: سمبل و رمز مزه و طعم زندگي .
7 – سيركه(سرکه): رمز و سمبل برطرف كنند? مزاج بد بدن انسان .
در ترکيه، روز اول عيد، سالمندترين فرد روستا همه را در اطراف خود جمع کرده و از صبح تا شب برايشان داستان مي گويد. روز عيد، کودک، جوان و سالمندان همه و همه در روستاها به قبرستانها مي روند. در قبرستانها براي روح درگذشتگان فاتحه و دعا خوانده مي شود. سپس در ميادين روستاها، سفره هايي بر روي زمين پهن گشته و انواع شيرينيها پخش مي گردد.دختران جوان در ساعات سپيده دم نوروز، دسته جمعي بهمراه پسران جوان به چمنزارها رفته و بعد از جمع آوري قطرات شبنم آنها را بر صورتشان مي مالند. مطمئنا هدف از اين کار زيبا نمودن براي معشوق مي باشد. در اين ميان آتشها روشن مي گردد و براي دور ساختن چشم بد در آن اسپند دود مي شود. همچنين در مراسمي به نام »بايراک« دور هم جمع شده و باياتي ها، اشعار و ترانه هاي محلي بصدا درمي آيد و همه باهم و دسته جمعي رقصهاي محلي»هالاي«را اجرا مي کنند.درميان قزاقها ذبح قرباني در روز عيد نوروز سنتي ديرينه است.در اين راستا بر اساس وضعيت مالي شخص ،گوسفند ،بز و يا اسبي ذبح ميگردد قطره اي از خون قرباني رابر پيشاني کودکان مي مالند.
از جمله آئين هاي آغاز بهاردر بين ترکان، جشن »آي زيت« ميباشد .آي زيت الهه زيبايي ترکان آلتايي(ترکان سيبري) بوده، که مراسم آن توسط شامان هاي سفيد در آغاز بهار و درميان جنگلها برگزار مي گرديد .
در روزهاي جشن خانه ها را تميز و تزيين کرده، بهترين غذاها را پخته و زيباترين لباسها را مي پوشيدند و مراسم جشن و سرور را آغاز ميکردند . مردم آلتاى، آى زيت الهه زيبايى خويش را اينگونه تصوير مي كردند:او درحاليكه روسرى سفيد بر سر، شالى سفيد بر دوش و چكمه اى سياه با ساقهاى بلند تا زانو به پا دارد بر صخره هاى ستبر تكيه زده بخواب و رويا فرو مى رود و يا در ميان درختان جنگل به گشت و گذار مىپردازد.
بازيهايي نيز بين نوجوانان و جوانان در ايام نوروز رايج است که بعضي از بازيهاي نوروزي عبارتند :
1- قاييش گوتدي:در اين بازي بيش از دو نفر جمع شده و هر کدام کمربند خود را که قاييش ناميده مي شود در آورده،سپس خطي بصورت دايره مي کشند و نفرات به دو گروه مساوي تقسيم مي شوند که گروهي در داخل خط و گروه دوم در خارج آن قرار مي گيرد.افراد خارج دايره با يکايک افراد داخل دست مي دهند و به حالت زورآزمايي سعي مي کنند که رقيب خود را از داخل دايره بيرون بکشند و يا کمربند را به نحوي بردارند.افراد داخل دايره نيز سعي مي کنند که رقيب خود را به داخل دايره کشيده و از دست رفتن کمربندها جلوگيري کنند.گروه خارج دايره در صورت به دست آوردن کمربند با زدن آن به پاي رقيب سعي در بدست آوردن کمربندهاي ديگر دارند.چنانچه در حين اين کار يکي از افراد داخل دايره با پا به پاي يکي از افراد بيرون دايره بزند بازي خاتمه يافته و عوض مي شود.
2-يومورتا اويونو(تخم مرغ بازي):در قديم که نگهداري مرغ در روستاها بسيار رايج بود،تخم مرغهاي طبيعي براي بازيهاي نوروزي طرفداران زيادي داشت .از شب چهار شنبه سوري به بعد تخم مرغ بازي بين نوجوانان و جوانان روستاها و محله ها مرسوم بود.آنان با تست استحکام تخم مرغ خود و رقيب با زدن آن به دندان خود بصورت متناوب و اطمينان از استحکام تخم مرغ خود وگذاشتن شروط براي اول زدن نوک تخم مرغ خود به نوک تخم مرغ رقيب مسابقه را شروع ودر صورت شکستن يا ترک برداشتن بازنده شده و تخم مرغ را به رقيب تحويل مي دهند
3- پول پول اويونو:در ايام عيد جوانان سکه ها را روي هم مي چينند و با سکه اي ديگر گاه بسيارمحکم و گاه بسيار فني به سکه هاي چيده شده ضربه مي زنند تا بصورت شير يا خط درآيد.
بازيگران تا زماني که موفق به برگرداندن سکه شوند مي توانند ادامه دهند. گاه بازيگران بقدري حرفه اي بازي مي کنند که فرصت به ديگر رقيبان نمي رسد و کليه سکه هاي آن مرحله را تصاحب مي کند.
تاريخ پرافتخار سرزمين ما از قديميترين روزگاران که ثمره و نتيجه تلاش و کوشش پدران و مادران ماست و فرهنگ ما که يکي از غني ترين فرهنگهاي بشري است و نشانگر اينکه نياکان ما باشرافت و سربلندي تمام در راه تکامل و پيشرفت تاريخ انسان قدم برداشته اند. در سرزمين ما آذربايجان از گذشته هاي دور نياکان ما تمدنهايي مانند مانناها، اورارتوها، جزو افتخارات ماست که تپه حسنلو و جام حسنلو (واقع در 7 کيلومتري سولدوز) از يادگارهاي ديرين نياکان ماست. شايان ذکر است در دنيا که نظيري براي جام حسنلو وجود ندارد در ميان کنه کاري هاي روي آن نشانه هايي از مراسم مربوط به عيد نوروز موجود و قابل رويت مي باشد.
سرزمين آذربايجان با تاريخ فرهنگي غني و داشتن مردان و زنان بزرگ و متكي به ارزشهاي معنوي در تكريم اين عيد بزرگ ، فرهنگ مردمي و ملي خود را به تماشا مي خواند و درلابلاي يادها، دلنوشته ها ،فولكلور، ترانهها و اشعار، تنوع فرهنگي خود را در عين وحدت فرهنگي به معرض ظهور رسانيده و درآئينه فرهنگ و ادبيات متجلي مي نمايد تا از اين گذرگاه تاريخ گذشته خود را به تاريخ معاصر گره زند و سينه به سينه باورها ، هنرها و ميراث معنوي خود را انتقال دهد.
بدون ترديد نوروز بررسي تجربيات عيني و رگه هاي عملي زندگي مردماني است كه علي رغم تنگناهاي مختلف و سختي ها و حتي جنگ هاي تحميلي به باد فراموشي سپرده نشده و بلكه در شرايط حاد زندگي مأنوس لحظات آن گرديده است. روح لطيف و احساس ظريف درمراسم و سنت هاي نوروزي كماكان نمايان بوده و درعصر دهكده جهاني و انفجار اطلاعات و روابط ماشيني و صنعتي ترك شدني نيست.