گروه سياسي: مرور اخبار رسمي از رسانههاي داخلي درباره رده سني و گروههاي اجتماعي دخيل در اعتراضات اخير، نشان ميدهد که نوجوانان و جوانان به خصوص در شهرهاي کوچک بيشتر در اين درگيريها حضور دارند.
نسلي که در يک روند عادي بايد در اين دوره زماني به ثمر بنشيند، به مرور وارد جامعه شود و به سمت آينده خود حرکت کند؛ اما درگير نوعي از اقدامات و اعتراضات است که در مواردي با برخوردي سخت مواجه ميشود.
در جريان کالبدشکافي وقايعي در کشور جريان دارد، از هر مسيري که برويم علامتهاي سوالهاي مختلفي مقابل ما قد علم ميکند. يکي از پررنگترين سوالها اين است که آيا تصور از بين رفتن آينده در جامعه ايران، در تبديل نارضايتيهاي انباشته به اعتراض در خيابان و حتي اقداماتي مانند حمله به ساختمانهاي حساس موثر است؟ نگراني از آينده خود را در پديدههاي مختلف اجتماعي از مهاجرت تا انتخابات و اعتراض نشان ميدهد که براي درک آن ميتوان به آمار مهاجرت دانشجويان، متخصصان، کاهش فزاينده آمار مشارکت در انتخابات و نظرات کارشناسان درباره گسترش شکاف نسلي و شکاف دولت – ملت مراجعه کرد.
آيندهاي که خيلي دور به نظر ميرسد
جامعهشناسان بر اين باورند که اميد به آينده، موتور محرک و هدايتکننده انرژي جامعه است. اين اميد است که جامعه را به مشارکت در امور مختلف اقتصادي، اجتماعي و سياسي ترغيب ميکند. به گفته آنتوني گيدنز »اميد، در قالب اعتماد به تداوم نظم، يکي از پيشفرضهاي کنش پايدار است« که جامعه را در يک ثبات نسبي پيش ميبرد. در يک فضاي بيثبات اجتماعي، اقتصادي و سياسي، وجود يا عدم وجود آينده تابعي از افزايش يا کاهش اين بيثباتي است. در يک فضاي داراي ثبات نسبي است که افراد به عنوان کوچکترين اجزاي تشکيل دهنده جامعه، ميتوانند براي آينده و اهدافي که وجود دارد دست به برنامهريزي بزنند. اما امروز دغدغه اصلي، سقوط لحظهاي ارزش پولي است که در حساب افراد وجود دارد.
گاهي يک واحد سياسي درگير مشکلات است اما راهي براي بيرون رفتن از اين شرايط پيدا ميکند. مثلاً در قالب انتخابات آزاد، جريان سوسيال دموکرات جاي خود را به يک جريان راست ميدهد يا وزن آنها در ائتلافها تغيير ميکند. اما در صورتي که اين نگاهها از کارکرد بيافتند، وضعيت يک جامعه با بحران مواجه ميشود چون راهي پيش پاي آن جامعه نميگذارد. اين وضعيت را ميتوان از فارغ نتيجهبخش بودن آن، از تلاش نيروهاي سياسي ايران براي بازتعريف خود در قالب اصلاحطلب و اصولگرا که هر کدام براي مقاطعي قابل توجه قدرت را در ايران به دست داشتند، درک کرد. هر کدام از اين جريانها، مسير تعامل يا تقابل را تا جايي که توانستند رفتند و در نقطه آخر روايت خود از سياست، جامعه، اقتصاد و نظام بينالملل ايستادند.شايد بتوان در اين مورد از صحبتهاي اخير عباس کاظمي، جامعهشناس در برنامه اکنون استفاده کرد او در بخشي از صحبتهايش راجع به وضعيت زندگي اجتماعي در ايران، گفت: »اکنونِ ما نه گذشته دارد و نه آينده. مردم ناچارند در لحظه اضطراري زندگي کنند، نه در لحظه آگاهانه. اين وضعيت، تجربه را فقير و زندگي را تعليقي ميکند.« کاظمي همچنين تاکيد کرد که جامعه در وضعيت »انتظار دائمي« قرار گرفته است: »ما ديگر قصهاي معتبر براي آينده نداريم. در گذشته، روايتهايي وجود داشت که جامعه را به حرکت واميداشت، اما امروز اين توان روايتسازي تضعيف شده است.«
هيچ چيز براي از دست دادن نيست؟
نگاهي به اخبار رخدادهاي يک هفته گذشته نشان ميدهد که در الگوي مرکز و پيرامون، اعتراضات و درگيريها بيشتر به شهرهاي کوچک، پيراموني و مناطق کمبرخوردار مربوط ميشود. گاهي حتي در اخبار نام شهرهايي شنيده ميشود که تا کنون به گوش عموم جامعه ايران نرسيده بود. اين وقايع اگرچه هنوز صورت مشخص اقتصادي، اجتماعي يا سياسي مانند اعتراضات گذشته ندارد، اما پديدهاي واجد بررسي و مطالعه است.
نکتهاي که بايد آن را مد نظر قرار داد اين است که جنس اين اعتراضات خيلي زود به اقدامات امنيتي و مسلحانه و نه الزاماً تخريب اموال عمومي رسيد که واکنش متقابل حاکميت را به دنبال دارد. بعد از وقايع آبان 1398 و به ويژه آنچه در جريان حمله به فرمانداري شهرقدس در غرب تهران رخ داد، اين موضوع بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت که حمله به مراکز نظامي، انتظامي و دولتي (تحت عنوان اماکن انتظامي، طبقهبنديشده و حساس) ميتواند با تيراندازي ماموران همراه باشد. ماده 3 قانون به کارگيري سلاح مصوب سال 1373 درباره مجوز استفاده از اسلحه براي حفاظت از اين اماکن است.
آنچه در اين مورد بايد مورد توجه سياستگذار و تصميمگيران قرار بگيرد اين است که چرا با علم به رخ دادن تيراندازي در اين موارد، وقايعي مانند حمله به مقر انتظامي در ازنا رخ ميدهد که جان باختگانش کم سن و سال هستند؟ آيا آنها براي مثال در سن 15، 18 يا 30 سالگي هيچ چيز براي از دست دادن نداشتند؟ اگر بر اساس تحليلهاي منتشر شده در رسانههاي رسمي پاي شبکهسازي سرويس يا سرويسهاي اطلاعاتي خارجي در ميان باشد، بايد به اين موضوع توجه کرد که سرويس حريف بذر اين شبکه را در چه زميني پاشيده است.
به گزارش عصرآذربايجان به نقل از فرارو، حسين راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه الزهرا، 17 تير 1403 در يک سخنراني با تاکيد بر وجود نابرابري در کشور گفته بود: »اين نابرابريها فقط در دسترسي به فرصتها و منابع نيست بلکه شاهد نابرابري در توزيع اميد هستيم. جوانان ما اميد نسبت به آينده را از دست دادهاند و فکر ميکنند هيچ مرجع و ملجائي اصلا به فکر آنها نيست. اين موضوع، مهمترين مسئله کانوني امروز جامعه ما است که اگر به آن توجه نشود قطعا وضعيت به مراتب بدتر خواهد شد. مسئله نابرابري از محوريترين پديدههايي است که به شدت ثبات سياسي را تهديد ميکند. متاسفانه ما هيچ نشانهاي را هم از سوي حاکميت براي رفع اين نابرابريها نميبينيم.«


ضرورت تسهیل فرآیندهای گمرکی و مدیریت هدفمند واردات
بخشودگی جرایم مالیاتی تا سقف ۷ میلیارد ریال در آذربایجانغربی
وحدت و همدلی ملی باید حفظ شود؛ ایران مهد زندگی مسالمت آمیز اقوام
جادههاي معدني زنجان بهسازي ميشود
آذربايجان غربي مقصد طرحهاي مهم اقتصادي خواهد بود
پروژه دنياي بازي اروميه يک فرصت سرمايه گذاري شهري و فناوري خواهد بود
رشد32 درصدي داوطلبان شوراها در اردبيل؛ تجلي اعتماد اجتماعي به انتخابات
جواني جمعيت؛ نيازي براي آينده روشن تر ايران
خط انتقال، ايستگاه پمپاژ و مخزن آب توحيد اروميه به بهرهبرداري رسيد
صنايع تبديلي حلقه گمشده بخش کشاورزي استان اردبيل
