گروه سياسي: يک تحليلگر مسائل بينالملل معتقد است اگرچه در سناريوي درگيري مجدد، بمباران گسترده با تسليحات متعارف سنگين محتملترين گزينه واشنگتن است، اما در صورت نرسيدن به نتيجه سريع و ايجاد بنبست نظامي، احتمال روي آوردن آمريکا به تسليحات هستهاي تاکتيکي را نميتوان ناديده گرفت.
اظهارات محسن رضايي درباره احتمال بازنگري در دکترين هستهاي ايران در صورت ازسرگيري جنگ، بار ديگر موضوع عبور از محدوديتهاي فعلي در مسير بازدارندگي را به بحثي جدي تبديل کرده است.
در شرايطي که احتمال بازگشت تقابل نظامي با آمريکا همچنان مطرح است، اين پرسش وجود دارد که آيا واشنگتن در صورت ناکامي در دستيابي به اهداف نظامي خود، به استفاده از تسليحات هستهاي تاکتيکي فکر خواهد کرد؟ در همين زمينه، حسين آجورلو، استاديار و مدير گروه علوم سياسي و روابط بين الملل دانشگاه بين المللي علامه عسکري، تحليلگر مسائل بينالملل، با اشاره به سناريوهاي احتمالي در صورت وقوع درگيري مجدد ميان ايران و آمريکا، معتقد است اگرچه احتمال استفاده از بمبهاي هستهاي متعارف پايين است، نميتوان احتمال بهکارگيري تسليحات هستهاي تاکتيکي را بهطور کامل ناديده گرفت.او در عين حال تأکيد ميکند که محتملترين گزينه همچنان استفاده از تسليحات متعارف سنگين و انجام عمليات نظامي گسترده و کوتاهمدت است.
در صورت ازسرگيري جنگ ميان ايران و آمريکا، يکي از نگرانيهاي مطرح، احتمال حرکت واشنگتن به سمت استفاده از سلاحهاي هستهاي است. به نظر شما اساساً چنين سناريويي تا چه اندازه محتمل است؟
حسين آجورلو: براي پاسخ به اين پرسش بايد ميان چند سناريوي متفاوت تفکيک قائل شد. يک موضوع، احتمال استفاده از بمبهاي هستهاي متعارف است و موضوع ديگر، بهکارگيري تسليحات هستهاي تاکتيکي. در آمريکا نيز ميان تحليلگران درباره اين موضوع ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد.
در حال حاضر، با توجه به ملاحظات هنجاري و سياسي و همچنين ماهيت تقابل با ايران، به نظر ميرسد احتمال استفاده از بمبهاي هستهاي متعارف چندان بالا نباشد. از نگاه سياستمداران آمريکايي، دستکم در شرايط فعلي، امکان پيگيري اهداف نظامي از طريق ابزارهاي متعارف همچنان وجود دارد و به همين دليل، حرکت به سمت استفاده از بمبهاي هستهاي متعارف چندان محتمل نيست. با اين حال، درباره تسليحات هستهاي تاکتيکي نميتوان با همين قطعيت صحبت کرد. به نظر من، در صورت وقوع جنگ مجدد، احتمال استفاده از اين نوع تسليحات را نميتوان بهطور کامل منتفي دانست.
چه عواملي ميتواند احتمال استفاده از تسليحات هستهاي تاکتيکي را افزايش دهد؟
حسين آجورلو: به نظر من، دو عامل ميتواند در محاسبات احتمالي آمريکا براي استفاده از اين تسليحات تأثيرگذار باشد. نخست، مسئله اثربخشي عمليات نظامي است. آمريکاييها ممکن است به اين جمعبندي برسند که تسليحات متعارف نتوانستهاند به اندازه کافي اهداف مورد نظرشان را محقق کنند و به همين دليل به دنبال استفاده از ابزارهاي مخربتري باشند تا بتوانند توانمنديهايي را که از نظر آنها بايد از بين برود، هدف قرار دهند.
عامل دوم، ايجاد شوک و اضطراب اجتماعي با هدف وادار کردن ايران به تسليم است. در واقع، ممکن است طرف مقابل تصور کند با وارد کردن ضربات بسيار سنگين و ايجاد فضاي رواني ناشي از آن، ميتواند اراده سياسي و اجتماعي کشور را تحت تأثير قرار دهد. در اين چارچوب، برخي ممکن است تجربه ژاپن در جنگ جهاني دوم را بهعنوان نمونهاي از تأثير استفاده از سلاح هستهاي بر پايان جنگ در نظر بگيرند.
بنابراين، اين دو هدف، يعني افزايش اثربخشي عمليات نظامي و ايجاد فشار رواني و اجتماعي براي وادار کردن طرف مقابل به تسليم، ميتوانند در محاسبات مربوط به استفاده از تسليحات هستهاي تاکتيکي مطرح باشند.
با وجود اين، بايد تأکيد کنم که سناريوي سوم، يعني استفاده از تسليحات متعارف اما بسيار سنگين، از احتمال بيشتري برخوردار است. در اين سناريو، آمريکا ميتواند به استفاده از بمبهاي سنگرشکن، تسليحات هدايتشونده و ساير تجهيزات متعارف با قدرت تخريب بالا روي بياورد و يک عمليات گسترده، کوتاهمدت و با هدف دستيابي به نتايج نظامي مشخص انجام دهد.
با توجه به مواضع دونالد ترامپ، آيا ميتوان اطمينان داشت که او به دليل هزينههاي سياسي و بينالمللي، از گزينه هستهاي فاصله خواهد گرفت؟
حسين آجورلو: به نظر من، نبايد اظهارات ترامپ را در اين زمينه کاملاً قابل اتکا دانست. اگر او در يک بنبست نظامي و سياسي قرار بگيرد و احساس کند عمليات نظامي به نتيجه مورد نظرش نميرسد، ممکن است محاسبات متفاوتي داشته باشد. البته استفاده از سلاح هستهاي با ملاحظات و محدوديتهاي جدي همراه است و اين موضوع صرفاً به تصميم يک رئيسجمهور محدود نميشود.
با اين حال، مسئلهاي که بايد در نظر گرفت، تمايل ترامپ به دستيابي به نتيجهاي سريع و مؤثر از عمليات نظامي است. اگر او تصور کند ابزارهاي متعارف براي تحقق اهدافش کافي نيستند، احتمال بررسي گزينههاي ديگر نيز مطرح ميشود.از سوي ديگر، برخي ناظران درباره پيامدهاي هنجاري چنين اقدامي هشدار ميدهند. نگراني آنها اين است که استفاده از سلاح هستهاي تاکتيکي ميتواند به عاديسازي کاربرد اين تسليحات در منازعات بعدي منجر شود؛ بهگونهاي که روسيه در جنگ اوکراين يا چين در بحران احتمالي تايوان نيز به چنين الگويي توجه کنند.
با اين حال، به نظر ميرسد ترامپ چندان درگير اين ملاحظات نيست. همچنين، مقامهاي آمريکايي در سالهاي اخير نشان دادهاند که ميتوانند با استفاده از ادبياتي مانند »عمليات پيشدستانه« و »اقدام پيشگيرانه«، برخي اقدامات نظامي را در چارچوب توجيهات امنيتي و راهبردي صورتبندي کنند و براي آنها مشروعيت سياسي بسازند.
به گزارش عصرآذربايجان به نقل از فرارو، در مجموع، سه سناريو را ميتوان در نظر گرفت: نخست، استفاده از بمبهاي هستهاي متعارف که احتمال آن پايين است؛ دوم، استفاده از تسليحات هستهاي تاکتيکي که احتمال آن را نميتوان ناديده گرفت؛ و سوم، انجام عمليات گسترده با تسليحات متعارف سنگين که به نظر من محتملترين گزينه در صورت وقوع درگيري مجدد خواهد بود.