عصر آذربایجان

گزارش خبر

اينجا فقرا محکوم به نابودي اند

اينجا فقرا محکوم به نابودي اند

1397/06/25

گروه اجتماعي: "بايد قبول کرد که سياست هاي اقتصاد سرمايه داري دولت ها چه در 16 سال سازندگي و اصلاحات و چه در حال حاضر که به نوعي ادامه دهنده همان مسير بوده، روستائيان را در همان فقر گذشته نگه داشته است و حالا انتظار داريم که کوچ کننده ها به حاشيه شهرها هم با محدود کردن خدمات به روستاهايشان برگردند.

چندي پيش در نشست خبري فرمانده سپاه عاشورا بوديم، فرمانده سپاه در مورد رزمايش و برنامه هايشان براي حاشيه شهر و مناطق کم برخوردار تبريز و مبارزه با فقر و محروميت زدايي مي گفت، يکي از حاضرين که از قضا از رسانه اي هاي کهنه کار شهر هم هست که شوراي شهر دوم و اول را تجربه کرده به طرح محروميت زدايي خرده گرفت؛ استدلالش هم اين بود که با ارائه خدمات به مناطق محروم و حاشيه شهر به نوعي اين سکونتگاه ها را تاييد کرده ايد و موجب افزايش مهاجرت از روستا ها و در نتيجه رشد حاشيه نشيني خواهيد شد.
راستش اين نگرش، باور عمده مسئولين شهري و دولتي و بغض فرو خورده ي مصلحتي آنهاست، اين را به خوبي مي توان از تصميماتي که براي حاشيه نشينها و کم برخوردار ها گرفته مي شود فهميد، که البته يک بار در شوراي دوم از حنجره عضو شوراي شهر آن دوره که از قضا حالا هم دست قدرتمند و تاثيرگذاري در شورا و شهرداري و تصميمات براي شهر دارد بيرون آمد و گفته شد که آب و گاز و برق حاشيه نشينان را قطع کنيم تا به روستاهايشان برگردند و بعد ها هم جسته و گريخته اين چنين در بعضي محافل به گوش مي رسد.
بايد پرسيد اين مناطق که فعال رسانه اي محترم و آن عضو قديمي شورا با عنوان سکونت گاههاي غير رسمي و غيرقانوني ياد مي کند، چگونه بخشي از منطقه شهرداري معرفي مي شود و براي بخشي از آن ها هم در قبال گرفتن پول، مجوز صادر شده اما حالا که کار به خدمات رسيده، به عنوان ورودي غير قانوني و اخلالگر ياد مي شوند؟
بگوييم دولت در سالهاي اخير براي آبادي و مسکن روستاييان چه کرده، براي اشتغالشان چه برنامه اي ريخته ايم؟ جز اين است که نگاه ليبرالي و اقتصاد سرمايه داري هر روز کشاورز را فقير و سرمايه دار و دلال را غني تر کرده است؟
جز اين است که اقدامات حمايتي هم که در دولت نهم براي کشاورزان و روستاييان شکل گرفت به سخره گرفته شد؟
اما مسئله اصلي در اين ميان عدم وجود اطلاعات کافي در مورد فقر و فقرا و قشر کم درآمد است. ما همه چيز فقرا و محرومين را با عينک خود مي نگريم و خيلي راحت در موردشان تصميم گرفته و اظهار نظر مي کنيم و بعضا در نگاه برخي ها فقرا محکوم به نابودي اند.
همه ما مي دانيم که بازار مي‌تواند به بهترين شکل فعاليت‌هاي اقتصادي را سامان‌دهي کند. اين دو دو تا چهارتاي اقتصاد است که اگر کالايي گران شود مردم از آن کالا کم‌تر مصرف مي‌کنند و توليدکننده‌ها توليد خود را افزايش مي‌دهند تا قيمت بار ديگر به تعادل برسد. در اين زمان مردم سختي تحمل نمي‌کنند، بلکه به دنبال جايگزيني ارزان‌تر براي نياز خود مي‌روند.
اما فرض کنيم ارزان‌ترين کالاها هم براي ما گران باشند. بايد مصرف خود را پايين بياوريم، اما در مقابل هيچ انتخاب ارزان‌تري نداريم.
بسياري از قواعد اقتصادي در جهان فقرا و ضعفا به کار نمي‌آيند. ما کالاي جايگزين داريم، تقاضاي ما براي کالاهاي ضروري با تغيير قيمت تغيير نمي‌کند و اين کالاها به اصطلاح کم‌کشش هستند.
اما در دنياي فقرا همه‌چيز گران است. کالاي جايگزين براي آن‌ها معني ندارد. آن‌ها حتي از مصرف کالاهاي ضروري منصرف مي‌شوند در دنياي فقرا همه‌چيز بي‌اندازه و يک اندازه گران است، از سيب‌زميني گرفته تا طلا.
بايد قبول کرد که سياست هاي اقتصاد سرمايه داري دولت ها چه در 16 سال سازندگي و اصلاحات و چه در حال حاضر که به نوعي ادامه دهنده همان مسير بوده، روستائيان را در همان فقر گذشته نگه داشته است و حالا انتظار داريم که کوچ کننده ها به حاشيه شهرها هم با محدود کردن خدمات به روستاهايشان برگردند.
درست است که روستائيان نسبت به قبل از انقلاب فقير تر نشده اند که هيچ، بلکه شرايط بهتري پيدا کرده اند اما فاصله سطح رفاهشان با شهرنشين ها افزايش نجومي پيدا کرده و همين مسئله موجب فقير ماندنشان شده و لاجرم آنها را براي کوچ به سمت شهر ها هدايت مي کند.
باور ليبرالها اين است که فقر عاملي غيرقابل‌مهار بوده. به نگاه آن‌ها اگر فقر نه تنها يک پديده طبيعي، بلکه نياز طبيعي هر جامعه است. در اين نگاه مي‌پذيرند که ممکن است روزي فقر از بين برود، اما اين اتفاق به طور طبيعي در مسير رشد اقتصادي رخ خواهد داد. پس بهترين کمکي که مي‌شود به فقرا کرد اين است که بدون توجه به آن‌ها کسب‌وکار خود را سودآورتر کنيم و شهرمان را در وروديش زيباتر و خيابان اصليش را پر زرق و برق تر که در نهايت آن‌ها هم از منافع رشد اقتصاد بهره خواهند برد.
اما بچه‌هايي که در خانواده فقير مطلق به خصوص روستا ها به دنيا مي‌آيند، معمولا نمي‌توانند از آموزش‌هاي اوليه مناسب بهره ببرند و در نتيجه همان مسير فقر را مي پيمايند.
سوال اينجاست، حال که کوچه و خيابان هاي محل زندگي ما به لطف بودجه دولتي و عمومي که در آن از چوپان روستا گرفته تا پزشک و نماينده بايد به يک اندازه سهم داشته باشد آباد شده آيا حاضريم براي مدت کوتاه هم که شده دارايي و سرمايه شخصي به کنار تنها امکانات عمومي زندگيمان را با يک روستايي که در دِه دور افتاده زندگي مي کند عوض کنيم که حالا مدعي هستيم که حق روستايي اين است که در همان روستايش با همان امکانتش بماند؟
به گزارش عصرآذربايجان به نقل از تبريزبيدار، روستائيان ما سالهاست که دارند هزينه سياست هاي اقتصادي و توسعه طلبي غلط و يک جانبه دولت ها و حالا هم خودخواهانه مسئولين و نخبگان شهري را مي پردازند. بدون توجه به رفاه روستائيان انتظار عدم مهاجرت انتظار بيهوده ايست.

منبع :

نظرات کاربران

    بازگشت به ابتدا صفحه

ارسال نظر

اخبار مرتبط

اينجا فقرا محکوم به نابودي اند

اينجا فقرا محکوم به نابودي اند
خروج

گروه اجتماعي: "بايد قبول کرد که سياست هاي اقتصاد سرمايه داري دولت ها چه در 16 سال سازندگي و اصلاحات و چه در حال حاضر که به نوعي ادامه دهنده همان مسير بوده، روستائيان را در همان فقر گذشته نگه داشته است و حالا انتظار داريم که کوچ کننده ها به حاشيه شهرها هم با محدود کردن خدمات به روستاهايشان برگردند.

سایر اخبار این موضوع

پربازدیدترین خبرها

پرتفسیرترین خبرها