عصر آذربایجان

گزارش خبر

مرگ مشکوک عباس ميرزا

مرگ مشکوک عباس ميرزا

1395/06/29

فتحعليشاه كه از بيماري فرزندش اطلاع يافته بود پس از عزيمت عباس ميرزا به مشهد،‌» كورمك « را با اعتباري به مبلغ پنج هزار تومان براي معالجه عباس ميرزا روانه مشهد نمود ولي كسي ندانست كه چه اتفاقي افتاد و چه دستهاي مرموزي به حركت در آمد كه اين طبيب و حكيم حاذق و معتمد در نزديك شهر نيشابور در سر راه عزيمت به مشهد ناگهان فوت شد. عباس ميرزا (4 ذيحجه 1203 نوا / مازندران - 10 جمادي‌الثاني 1249 مشهد) يکي از شاهزاده‌هاي قاجار فرزند فتحعلي‌شاه و آسيه خانم بود. عباس ميرزا همچنين وليعهد و والي آذربايجان بود. وي قبل از مرگ پدرش از دنيا رفت.

گروه تاريخي: فتحعليشاه كه از بيماري فرزندش اطلاع يافته بود پس از عزيمت عباس ميرزا به مشهد،‌» كورمك « را با اعتباري به مبلغ پنج هزار تومان براي معالجه عباس ميرزا روانه مشهد نمود ولي كسي ندانست كه چه اتفاقي افتاد و چه دستهاي مرموزي به حركت در آمد كه اين طبيب و حكيم حاذق و معتمد در نزديك شهر نيشابور در سر راه عزيمت به مشهد ناگهان فوت شد. عباس ميرزا (4 ذيحجه 1203 نوا / مازندران - 10 جمادي‌الثاني 1249 مشهد) يکي از شاهزاده‌هاي قاجار فرزند فتحعلي‌شاه و آسيه خانم بود. عباس ميرزا همچنين وليعهد و والي آذربايجان بود. وي قبل از مرگ پدرش از دنيا رفت.
*ولايت عهدي عباس ميرزا
فتحعلي شاه در سال دوم جلوس سلطنت خود، مجلس با شكوهي ترتيب مي‌دهد و جمع كثيري از بزرگان و علماء و رجال سرشناس و درباريان و وابستگان صاحب رأي و نظر و همچنين سركردگان خاندان قاجار را دعوت مي‌كند تا آنها در زمينه تفويض وليعهدي به فرزند قابل و كاردانش، عباس ميرزا به مشورت و گفتگو بپردازند. فتحعلي شاه كه عباس ميرزا را از ديگر فرزندان خود باهوش‌تر و دليرتر و مستعدتر مي‌ديد وقتي در اين مجلس، عموم بزرگان و سران قاجار نسبت به شجاعت و امتيازات برجسته عباس ميرزا و درايت و قابليت او اتفاق نظر داشتند، اين انتخاب شاه را شايسته دانستند و فرداي آن روز شاه او را به حكومت آذربايجان تعيين مي‌نمايد.
*ازدواج عباس ميرزا
 فتحعلي شاه پيش از عزيمت نايب السلطنه عباس ميرزا به آذربايجان به فكر ازدواج براي فرزند خود برآمد و بهمين لحاظ پس از آنكه با عباس ميرزا در اين زمينه صحبت كرد، دختر ميرزا محمدخان دولوي قاجار را كه از زعماي طايفه قاجار بود به نام »خرده خانم« براي وي نامزد کرد و اين از لحاظ سياسي نيز براي ايل قاجار اهميت فراوان داشت كه وصلت عباس ميرزا درون ايلي باشد و به اين ترتيب عباس ميرزا روانه آذربايجان شد.
*اقدامات عباس ميرزا
نايب السلطنه پس از ورود به آذربايجان و استقرار در اين سرزمين شروع به يك سلسله تحقيقات و مطالعات به منظور اصلاح امور ادارات و اصلاح وضع ديواني و كارهاي اجتماعي آن انجام داد و اقداماتش را براي تأمين حال مردم و آسايش عمومي آغاز كرد. نايب السلطنه ابتدا دستور داد كه منشيان بصير و مأمورين بي نظير با توجه به جوانب و اطراف قضيه و رسيدگي تحقيقات دقيقي صورت جديدي از آنها برداشته با طرز نوين و تازه ئي از آنها بهره برداري كنند.سپس دستور داد كه شهرهاي مهم آذربايجان از جمله اردبيل و خوي ومراغه و غيره از شكل و صورتهاي قبلي خارج شوند و مخصوصاً ترتيب خيابانها و عمارات به طرز نوين و خوش قواره اي احداث گردند ،‌ بفرمان و تأكيد نايب السلطنه در مراكز مهم ايالت آذربايجان چندين قلعه مهم ساخته و پرداخته شد.
 عباس ميرزا وضع چاپار خانه هاي آذربايجان را نيز مرتب كرده و سروصورتي به آنها داد و براي اينكه مسافريني كه از دلايات عبور مي كنند خرج و هزينه اي جداگانه اي به رعايا تحميل نكند ترتيب جديدي برقرار و مقرر گرديد كه حركت مسافرين خارجي و نمايندگان و فرستادگان اروپايي بهزينه دولت در شهرهاي آذربايجان انجام گيرد و بموجب اين مقررات تازه تأكيد گرديد كه كسي را حق اين نيست كه حتي توبره ي كاهي از رعايا بگيرد.
هنگامي که  عباس ميرزا وليعهد و حاکم آذربايجان بود، در طول جنگ اول ايران و روس کشف کرد نيروي عشايري در برابر توپخانه سيار کارساز نيست.بنابراين دست به اصلاحاتي در نيروهاي نظامي زد و 6000 سرباز، هسته اصلي اين نظام بود که آنان به توپخانه سيار و سلاح هاي جديد مجهز بودند، از دولت حقوق مرتب مي گرفتند  لباس متحدالشکل داشتند، در سربازخانه ساکن بودند و مشق مي کردند و از سوي افسران اروپايي آموزش مي_ديدند. عباس ميرزا براي تجهيز قشون جديد، يک کارخانه توپ سازي يک کارگاه توليد تفنگ سرپر و دارالترجمه اي براي کتب راهنماي نظامي و مهندسي در تبريز بنا نهاد. براي تامين آتيه اين تاسيسات نخستين گروه دانشجويان ايراني را به اروپا اعزام کرد: آنان ملزم به تحصيل دروس علمي چون علوم نظامي، مهندسي، اسلحه سازي، طب، نقشه برداري و زبان_هاي جديد بودند.عباس ميرزا سال ها فرمانفرماي آذربايجان بود و فرماندهي قشون ايران در سال هاي 1218 تا 1228 قمري در جنگ هاي ايران و روس را نيز به عهده داشت.
در اين جنگ هاي ده ساله در نبردهاي نظامي مهمي چون جنگ اوچ کليسا پيروز شد و توانست بارها مناطقي از ايران همچون ايروان قره باغ، گنجه و شيروان را از روس ها پس بگيرد، ولي سرانجام از آنان بويژه در نبرد سرنوشت ساز اصلاندوز شکست خورد. اين شکست آنچنان سنگين بود که پس از آن، ايران مجبور به پذيرش پيمان گلستان شد. پيماني که بر اساس آن قره باغ، باکو، شيروان، داغستان گرجستان و... از ايران تجزيه شد.
 عباس ميرزا پس از پيمان گلستان، درگير جنگ با عثمانيان شد که در اين نبرد پيروز شد و سپاه عثماني را درهم کوفت. سپس در شرايطي که قشون جديدي بر اساس الگوهاي اروپايي براي ايران ايجاد کرده بود، براي بازپس گيري سرزمين هاي از دست رفته ايران اقدام کرد. در اين جنگ ها که به دوره دوم جنگ_هاي ايران و روس معروف است، ايران در مراحل ابتدايي به پيروزي_هاي بزرگي دست يافت، ولي با رسيدن قشون روسيه به فرماندهي پاسکويچ، ايران شکست خورد و حتي تبريز نيز سقوط کرد. به دنبال اين نبردها ايران به پيمان ترکمانچاي تن داد که بر اساس آن افزون بر تجزيه ايروان نخجوان، اردوباد و تالش از ميهنمان، دولت ايران، کاپيتولاسيون درباره اتباع روسيه را نيز پذيرفت. ساليان متمادي بود كه يك بيماري مزمني كه دستگاه گوارش و كليه هاي عباس ميرزا نايب السلطنه را مورد حمله قرار داده بود.
 طبيب مخصوص و معالج عباس ميرزا ،‌» دكتر كورمك « انگليسي بود كه همراه هيئت هاي سياسي دولت انگليس به ايران آمده و بواسطه خلاقيت و دقتي كه در امر مداوا و معالجه چند بيمار از خودنشان داده بود فتحعليشاه او را روانه اردوي فرزندش عباس ميرزا كرده بود. وقتي بيماري عباس ميرزا شدت يافت و شاهزاده جنگاور و وطن خواه از درد كليه بخود مي پيچيد »كورمك_« به او خاطر نشان ساخت كه بيماريش خطر فوق‌العاده‌اي براي وي ندارد و هلاك آور و كشنده نيست و شما نبايد نگران اين قضيه باشيد.فتحعليشاه كه از بيماري فرزندش اطلاع يافته بود پس از عزيمت عباس ميرزا به مشهد،‌»_كورمك « را با اعتباري به مبلغ پنج هزار تومان براي معالجه عباس ميرزا روانه مشهد نمود ولي كسي ندانست كه چه اتفاقي افتاد و چه دستهاي مرموزي به حركت در آمد كه اين طبيب و حكيم حاذق و معتمد در نزديك شهر نيشابور در سر راه عزيمت به مشهد ناگهان فوت شد. كسالت و بيماري عباس ميرزا در شهر مشهد  غفلتاً رو به شدت مي گذارد تا جائيكه در پاهاي او ورم هاي زيادي ظاهر مي گردد ، اين ورم ها تدريجاً از پا به زانو بالا آمده و به نقاط بالاتر سرايت مي نمايد تا جائيكه يك قسمت از بدن او را فلج مي نمايد.
بهر تقدير ، در شب نهم جمادي الآخر سال 1249 عباس ميرزا پس از بازگشت از زيارت حضرت رضا (ع) دچار استفراغهاي پي در پي مي گردد كه همه آنها خون آلود بود گويا با كبد وي ارتباط داشت كه بيشتر ناشي از مسموميتي مرموز بود. اين استفراغها طوري عباس ميرزا را به رخوت و سستي و بيحالي دچار مي گرداند كه منتهي به درگذشت آن شاهزاده غير تمند و دلاور مي گردد. در آن وقت بربالين وي تنها علي اصغر خواجه نشسته بود و عباس ميرزا كه مرگ خويش را قطعي مي بيند به خواجه وصيت مي كند تا او را در صحن مطهر حضرت دارالحفاظ رضا (ع) بخاك بسپارند ، آن گاه كلمه توحيد را بر زبان جاري ساخته و جان به جان آفرين تسليم مي كند ، او در اين هنگام فقط 47 سال داشت.

منبع :

نظرات کاربران

    بازگشت به ابتدا صفحه

ارسال نظر

اخبار مرتبط

مرگ مشکوک عباس ميرزا

مرگ مشکوک عباس ميرزا
خروج

فتحعليشاه كه از بيماري فرزندش اطلاع يافته بود پس از عزيمت عباس ميرزا به مشهد،‌» كورمك « را با اعتباري به مبلغ پنج هزار تومان براي معالجه عباس ميرزا روانه مشهد نمود ولي كسي ندانست كه چه اتفاقي افتاد و چه دستهاي مرموزي به حركت در آمد كه اين طبيب و حكيم حاذق و معتمد در نزديك شهر نيشابور در سر راه عزيمت به مشهد ناگهان فوت شد. عباس ميرزا (4 ذيحجه 1203 نوا / مازندران - 10 جمادي‌الثاني 1249 مشهد) يکي از شاهزاده‌هاي قاجار فرزند فتحعلي‌شاه و آسيه خانم بود. عباس ميرزا همچنين وليعهد و والي آذربايجان بود. وي قبل از مرگ پدرش از دنيا رفت.

سایر اخبار این موضوع

پربازدیدترین خبرها

پرتفسیرترین خبرها